شبكهي تلويزيونيِ "حوزه در كوزه"، ساعت22، عنوان برنامه: سريال اعترافگيري از متهمان بهتحول در حوزهي علميه، اينبرنامه: ويژهي اعترافات شيخجواد نظافتيزدي، (قسمت يكصدوبيستونهم)
بازجو: شيخجواد! خودتو اسم ببر! و بگو تو ديگه چرا؟
شيخجواد: اعوذ بالله من شر كلِّ حسود، اينبنده، جوادم و اهل يزد. از بدِ حادثه، و داشتن سرِسوزن ذوق و وجدان! تحوّل مورد ادعاي رهبرم رو توي دههي هشتاد، جدي گرفتم و البته پشيمانم.
بازجو: تو رو چي بهتحول؟ مگه از تو بزرگتر توي اونشهر، آدم نبود؟
شيخجواد: بود، بهخداي شما قسم، زياد هم بود؛ اما من اونا رو نميديدم. من خودبين بودم و احساس متحولانهاي داشتم و موج تحوّل رو جدي گرفتم.
بازجو: توي اعترافاتت نوشتي كه ميديدي در حوزه، پولها خرجِ كاراي الكي ميشه! در مورد اينتهمتِ سياسي، چي دفاعي داري؟
شيخجواد (درحال چرخاندن تسبيحي سبزرنگ!): من همونجور كه توي دادگاه قبلي گفتم، از اين اظهارات پشيمانم و با راهنماييهاي برادرانهي بازجويان، از هر چه تحول، پشيمانم و الآن اظهار ندامت داشته و همينجا تقاضاي عفو ملوكانه دارم.
بازجو (ضمن اشاره بهبرادر پشت صحنه، از اون ميخواد كه تسبح سبز رو بهزور از جواد بگيرن): بعضيا تو رو هيتلر حوزه ميخونن! چرا؟ يالاّّ اعتراف كن!
شيخجواد: راستش من كوچيكتر از اينحرفام! من متعلق بهمجموعه بودم. ولي از بس اينحوزه مشهد، اسوهي مديريتي كم داشت، هر كي يكطرح نابي اگه ميداد، سريع ميافتاد رو بورس زبونها. من كنار طرحهاي گوناگونم، مثل: تهيهي مجلهي علمي هدفمند، كتابخونه هدفمند، شهريه و امتحان هدفمند، يكي از مهمترين طرحهايم ازدواج هدفمند بود، به اينمعنا كه طلابِ همشيره با اخويهايِ مشابه، پيمان ازدواج داشته باشن تا نسلِ بعديمان طلبههايي از جنس مطلوب باشن و نسل برتر بشن! و نه اين جور كج و معوج!
بازجو: پس اهل تشييع فاحشه هم هستي! كارگاه زاد و ولد هدفمند! چرا تو توهّم داري و ميخواي به زور، نظم آهنين/آهنگينِ آقايون رو بههم بزني؟
شيخجواد(سر بهپايين و با هقْهقْ): من غلط كردم! من توي اين چهارـپنجماهي كه توي انفرادي بودم، احساس كردم، قبلا توي توهّم بودم و همونجوري كه مولا علي در نهجالبلاغه ميگه: «... قد خولطوا» واقعن كه قاطي كرده بودم؛ چون مؤمن بودم و الان پشيمانم. و اينجا الحمد لِله برادران، خوب تحويل ميگيرن (در همينحين، برادران بازجوي پشت صحنه، ليوان سن ايچ را روبروي متهم مينهند)
5 سال بعد، شبكهي تلويزيونيِ "حوزه در كوزه"، ساعت22، عنوان برنامه: سريال اعترافگيري از متهمان بهتحول در حوزهي علميه، اينبرنامه: ويژهي اعترافات شيخجواد، (قسمت آخر)
صحنه: شيخجواد با لباس راهراه، روي ويلچر نشسته و تسبيحي بهرنگ پرچم ايران در گردن، و تلويزيون زيرنويس ميكند.
قاضي: با توجه بههمكاري متهم در جريانات اعترافگيري! و اظهار ندامت از هرگونه تحول، دادگاه صالحه، ايشان را به15سال تبعيد به شهر شهيد مدرّس(كاشمر) محكوم مينمايد. رحماللهمنيقرءالفاتحةمعالصلواة